السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

609

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

شرح مؤلف رحمه الله بر اثبات صُور نوعيه دو برهان اقامه كرده‌اند . اولى همان بود كه بيان آن گذشت . و آن عبارت بود از صدق مفاهيم مختلف بر اجسام گوناگون كه ثبوت آن مفاهيم براى آن اجسام بَيّن و غيرقابل انفكاك بود و اين گواه آن بود كه آن مفاهيم ، ذاتىِ آن اجسام هستند و چيزى جز صور نوعيه چون انسان و فرس و بقر و مانند آن نيستند . دليل دوم آن كه آثار مختلفى را مىبينيم كه ويژه اجسام مختلف است ؛ سردى براى يخ ، گرمى براى آتش ، شيرينى براى شكر ، آثار ذاتى آنها مىباشند . حال ، سؤال اين است كه چه چيزى اين آثار را به اين اشياء اختصاص داده‌است ؟ اگر بگوييم صورت جسميه درست نخواهد بود ؛ زيرا صورت جسميه در همه مشترك است ، و لازم مىآيد كه منشاء اثر در همه ، يك چيز باشد ، كه چنين نيست . اگر بگوييم منشأ آثار ، مادهء مشترك ميان همه‌است بايد بگوييم كه ماده ، شأنى جز قبول ندارد . فعل و اقتضا ، شأن ماده نيست . موجودات مجردهء مدبره هم چون نسبت آنها به اشياى عالمَ يكسان است ، نمىتوانند منشأ آثار مختلف گردند . تحقق آثار را هم به آثار قبلى نمىتوان مستند دانست ، زيرا سؤال مىشود كه آثار قبلى مستند به چه چيزى هستند . اگر آنها به آثار بعدى مستند باشند ، دور پيش مىآيد و اگر به آثار قبل از خود مستند باشند و قبلىها هم به قبل از خود وهكذا ، تسلسل پيش مىآيد . پس چيزى براى ما باقى نمىماند ، مگر آن‌كه بگوييم آثار ، مستند به جوهر ذاتى خود اجسام هستند كه آن ، جوهرِ مقوّمِ جسم مىباشد . و چون مقوّمِ جسمِ جوهرى چيزى جز جوهر نيست پس آن مقوّم هم جوهر مىباشد .